سلام دوستان گرامیم.
شاعر و دوست عزیزم آقای عدالت زارعیان هم پس از سالها مجددا به دهکده جهانی نت اومدند البته این بار با بلاگفا و با نام "فریاد عدالت".
با آرزوی اینکه او به آرزوهای خوبش برسد آخرین پست او را همراه با آدرس وبش می گذارم و دعوت می کنم از این "شعرخانه" دیدن کنید.
به آتش کدامین نفرین می سوزم
که زندگی ام
انگاره ای از دوزخ است
به درد من دچار نیستی
هنگامی که جهانی را تنفس کنی
و خون در رگان ات واژه ها باشد
و عشق در قلب ات به سان گیوتینی
هر واژه را می کند صدها هجا
آنقدر حقیر
در شب زخمی زمین گریسته ام
تا سر به آسمان بسایم که من شاعرم
و انسان هویت جهان شاعر
حالا که به انکار جهان برخاسته اند
من فریاد بر می آورم
که انسان دروغ نیست
باید برخیزم
شعرهای عریان از افاعیلم را
به زنجیر آزادی بیاویزم
اینک در شهر کوس رسوایی مرا می زنند
به درد من دچار نشده ای
درد عریانی
و عشق تنی است که تن پوش نیست*
* آیه ی 187 سوره بقره
ع - ز - فریاد